سفارش تبلیغ
صبا ویژن

چرا صلوات نصفه و نیمه؟!

چهارشنبه 86 بهمن 3

نمی دونم شما هم دقت کردید یا نه؟ عامه مردم وقتی نام پیامبر اعظم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم را می آورند، بعد از ذکر نام حضرت، برای احترام و محبتی که نسبت به ایشان دارند صلواتی می فرستند اما نصفه و نیمه ( صلی الله ) می فرستند. مطمئنا اکثر قریب به اتفاق آنها نمی دونند که « صلّی الله » به تنهایی یعنی ( درود و صلوات خدا ). خوب این صلوات ناقصه ( صلوات بر چه کسی ). درسته که بعد از نام حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلّم این صلوات ذکر می شود اما اگر برای احترام به عظمت و شأن ایشان و محبتی که نسبت به حضرت دارند، این صلوات را می فرستند باید به طور صحیح و کامل بفرستند.

متأسفانه قضیه وقتی دردناک می شود که می بینیم اکثر مجری های صدا و سیما ( از گوینده اخبار گرفته تا برنامه های دیگر ) صلوات پس از نام حضرت را ناقص می فرستند. یه روز در یک سمینار که خبرنگاران و فیلمبرداران هم تمام لحظات را ثبت می کردند، دیدم که مجری برنامه با آن همه دبدبه و کبکبه وقتی نام حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را بر زبان آورد، صلوات بعد از آن را ناقص فرستاد و گفت ( صلی الله ).

واقعا جای تأسف داره که در یک جامعه اسلامی شیعه مذهب، هنوز بیشتر مردم و حتی افراد تحصیل کرده ای که خیلی هم ادعا دارند، نمی دانند که صلوات را باید کامل و صحیح فرستاد. فکر می کنم فرهنگ سازی در این زمینه خیلی مهم باشه. مثلا چرا کسی دعای صلوات را ناقص نمی فرسته و نمی گه ( اللهم صل )؟! چون برای همه جا افتاده که چنین صلواتی هیچ ارزشی نداره تا زمانی که به طور کامل ذکر بشه ( اللّهمّ صلّ علی محمد و آل محمد ).

پس بیایید فرستادن ( صلی الله علیه و آله و سلّم یا صلوات الله علیه و آله ) به طور کامل و صحیح را پس از نام پیامبر اعظم، تبدیل به یک فرهنگ عمومی کنیم.



v      دعاهاى ماه رمضان، به انسان نورانیت مضاعفى مى‏بخشد. 

v      ماه رمضان، بهار خودسازى انسان و انس با خداست.

v      ماه رمضان، فرصت عروج و اعتلاى روح انسان است.

v      ماه مبارک رمضان ماه ضیافت و رحمت الهى است. 

v   من همه‏ى شما عزیزان را به توجه به دعا در این ایام، توجه به نماز، اقبال به روزه و استفاده‏ى از روزها و شبهاى ماه رمضان دعوت مى‏کنم.

v      ماه رمضان، ماه ذخیره‏سازى تقواست. روزه به ما کمک مى‏کند تا باتقوا شویم.

v      به برکت روزه و توجه و خشوعى که لازمه‏ى روزه است، فرصت و توفیق کار نیک براى انسان وجود دارد.

v   ماه رمضان در هر سالى، قطعه‏یى از بهشت است که خدا در جهنم سوزان دنیاى مادّىِ ما، آن را وارد مى‏کند و به ما فرصت مى‏دهد که در این ماه، خود را بر سر سفره الهى وارد بهشت کنیم. بعضی همان سی روز را وارد بهشت می شوند ٬ بعضی به برکت آن سی روز همه سال را ٬ بعضی همه عمر را ٬ بعضی هم از کنار آن غافل عبور می کنند!



همه انسانها می میرند ولی شهیدان این سرنوشت همگانی را به بهترین وجه سپری  کردند ، وقتی قرار است این جان برای انسان نماند چه بهتر در راه خدا این رفتن انجام بگیرد.

*****

مهمترین امتیاز شهدای ما نسبت به کسانی که در سایر کشورها در راه آرمانهای خود فداکاری می کنند انتخاب آگاهانه و به دور از احساس است.

*****

مظهر قدرت ایران شهدا هستند.

*****

هر شهید پرچمی برای استقلال و شرف این ملت است.

*****

از خدا می خواهم مبادا بعد از یک عمر زحمت مرگ ما در بستر بیماری باشد و در میدان شهادت نباشد، شهادت. مرگ در راه ارزشهاست

*****

شهادتها انقلاب ما را پابرجا و تضمین کرده است و به همین دلیل ملت ما را آسیب ناپذیر ساخت.

شهیدان مظهر هدف و تلاش و تداوم هستند.

*****

ما در حقیقت، انقلاب، اسلام، قرآن، استقلال، آبروی و حیثیت را از برکت خون پاک شهدای عزیزمان داریم.

*****

خون شهیدان تضمین کننده استقلال ملت و سربلندی اسلام است. نظام جمهوری اسلامی امروز امانت شهیدان است و همه باید بدانند که مبارزه با جمهوری اسلام تمام نشده است.

*****

خون شهدای انقلاب اسلامی به هدر نرفته است و آنها بودند که به قیمت خون خود، آبروی اسلام، قرآن پیامبر و استقلال مملکت را حفظ کردند و حرکتی که آنها در این انقلاب از خود نشان دادند در طول تاریخ بی نظیر بوده است.

*****

چراغ راه آینده ما شعار آزادگی و فداکاری شهدای ماست.

*****

وظیفه قدردانی از ایثارگران بویژه شهیدان، فریضه ای عینی و تعینی و همیشگی است.

*****

بزرگداشت شهید یعنی اصالت بخشیدن به آن هدفها و تشویق به آن عمل و تقدیس آن ایثار.

*****

تکریم شهیدان به آن است که این ملت هرگز در برابر سلطه گران مستکبر سرخم نکنند. یاد شهیدان باید همیشه در فضای جامعه زنده باشد.

*****

زنده نگهداشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است.



پس از رحلت امام خمینی قدس سره نمایندگان مجلس خبرگان - بلافاصله - گرد هم آمدند تا رهبر آینده را مشخص نمایند. نخست، وصیت نامه امام راحل قرائت شد. معظم له در وصیت خود، کسی را برای این امر مهم معین نفرموده بودند.

پس از پایان یافتن قرائت وصیت نامه، مجلس خبرگان وارد بحث انتخاب رهبری شد. نوعاً بحث‏ها که با توجه به قانون اساسی، رهبر یکی باشد یا شورای رهبری شکل بپذیرد. اکثریت نمایندگان، شورای رهبری را مطرح کردند و سپس در خصوص تعداد اعضای شورا - سه نفر، پنج نفر و هفت نفر - بحث شد.

آیةاللَّه مشکینی رئیس مجلس خبرگان، بود ولی بیش‏تر جلسات را آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان نایب رئیس، اداره می‏کرد. آقای هاشمی پس از آن که درباره شورای رهبری بحث شد، گفت: مذاکرات کافی است، حالا رأی بگیریم که کشور یک رهبر داشته باشد یا با شورای رهبری اداره بشود.

با توجه به این دو که بیش‏تر گفت ‏وگوها در خصوص شورای رهبری، تعداد اعضای آن و افرادی که می‏توانند در آن شورا عضو باشند.، شکل پذیرفته بود؛ انتظار می‏رفت، نمایندگان به شورای رهبری رأی بدهند، لیکن علی رغم این مباحث، تک رهبری رأی آورد.

سپس بحث شد که چه کسی رهبر باشد؟ با شروع این موضوع، از سمت چپ و راست مجلس صدا بلند شد که این موضوع دیگر بحث نمی‏خواهد؛ معلوم است؛ آقای خامنه‏ای! آقای خامنه‏ای! سپس بانک تکبیر در فضای مجلس طنین افکند.

همه اعضای خبرگان در آن روز احساس کردند که این، کارِ خدا بود.

بعد هم رأی‏گیری آغاز شد و مقام معظم رهبری با رأی اکثریت قاطع خبرگان ملت، تأیید شدند.

   آیةاللَّه محمدعلی موحدی کرمانی  . پرتوی از خورشید، ص 38.



با این که مقام معظم رهبری می‏توانند از همه امکانات مادی بهره‏مند شوند، سطح زندگی خصوصی ایشان از سطح زندگی یک شهروند معمولی هم پایین‏تر است.

معظم له علاوه بر این که از یک زندگی معمولی و سطح پایین بهره می‏برند، دائماً به مسئولان سفارش می‏کنند: مواظب زندگی خود باشید! اسراف نکنید!

آیة الله خامنه‏ای معتقدند که مردم را باید عملاً به ساده زیستی دعوت نمود. خودشان در صف مقدم این دعوت هستند.

ایشان در مناسبت‏های خاصی که برنامه خواندن صیغه عقد دارند، قبل از اجرای صیغه عقد، حدود یک ربع، عروس و داماد و خانواده‏های آنها را به رعایت صرفه جویی دعوت می‏نمایند و می‏فرمایند: خرج‏های گزاف نداشته باشید. تشریفات و ریخت و پاشی نداشته باشید.

 ( پرتوی از خورشید، ص 56 )



بیانات (1)

یکشنبه 86 تیر 17

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار هزاران نفر از بسیجیان سراسر کشور

07/ 9/ 84

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم‏

هفته‏ى بسیج و میقات فرزندان دلاور این کشور و تجدید خاطرات عظمت‏هایى که این جوانان در طول این سال‏ها آفریده‏اند، فرصت بسیار مهم و بزرگى است.

امروز مصادف است با سالگرد شهادت امام صادق (علیه‏الصّلاةوالسّلام). بین حرکت امام صادق (علیه‏الصّلاةوالسّلام) و به‏طور کلى حرکت عمومى ائمه‏ى هدى‏ (علیهم‏السّلام)، بخصوص نُه امامى که از بعد از حادثه‏ى عاشورا تا زمان غیبت حضرت ولى‏عصر (ارواحنا فداه) این منصب را داشتند، با رفتار و هویت و حرکت بسیجىِ امروز ملت ما، رابطه‏یى وجود دارد. وقتى شما به تاریخ اسلام نگاه مى‏کنید، مقطعى را مى‏بینید که در آن، خلافت - یعنى حکومت مبتنى بر پایه‏هاى دین - تبدیل شده است به سلطنت، که یکى از مقاطع بسیار خطرناک تاریخ اسلام است. البته بعضى از صحابه‏ى بزرگ پیغمبر در همان اوقات، جامعه‏ى اسلامى را از این‏که این حادثه پیش بیاید، برحذر مى‏داشتند؛ اما پیش آمد. چرا پیش آمد و علل و عواملش چه بود و چه کسانى بودند؟ اینها فعلاً مورد بحث من نیست، ولى این حادثه اتفاق افتاد. نتیجه‏ى این اتفاق این بود که جامعه‏یى که بر اساس ارزش‏هاى دینى و اسلامى و در جهت سعادت و صلاح انسان و انسانیت پدید آمده بود، مسیر خودش را به‏صورت فاحشى تغییر داد. وقتى از منبع و مرکز حکومت یک جامعه، تقوا نتراود، صلاح و دین و معرفت و هدایت سرازیر نشود، بلکه به‏عکس، از رأس قله‏ى جامعه، دنیاطلبى، اشرافیگرى، ماده‏گرایى، شهوت‏پرستى صادر شود و بروز کند، معلوم است که در یک چنین جامعه‏یى، چه بر سر ارزش‏هاى اصیل و والا خواهد آمد. و این اتفاق در یک برهه‏یى، سال‏ها بعد از وفات نبى‏مکرم اسلام، در تاریخ صدر اسلام پیش آمد. در چنین شرایطى، دلسوزان و مؤمنان صادق، چه وظیفه‏یى دارند؟ در رأس همه، آن کسانى که بیش از همه وظیفه دارند، امامان معصوم هستند؛ زیرا خداى متعال به آنها از علم خود، از روح خود، از هدایت خود، نصیب وافرى داده است؛ آنها را عالم و معصوم و هدایت‏کننده و هدایت‏شونده قرار داده است. ائمه‏ى ما در این دوران، وظیفه‏ى خودشان دانستند که در مقابل این انحراف عجیب بایستند. آنها مدتى با ایستادگىِ رویاروى و واضح سیاسى - مثل دوران امام حسن و امام حسین (علیهماالسّلام) که اثر خود را گذاشت - کار خود را کردند. آن کار، شعله‏ى اعتراضِ عمیقى را به وضعیت تازه‏ى پدیدآمده‏ى انحرافى در جامعه‏ى اسلامى برافروخت و بعد از آن، در دوران ائمه‏ى بعدى، این کار با دشوارى بسیار پیچیده و پُررنجى ادامه پیدا کرد. ائمه‏ى اطهار (علیهم‏السّلام) وظیفه‏ى خود مى‏دانستند که هم پایه‏ى ارزش‏ها و تفکر اسلامى را در ذهنیت جامعه مستحکم و عمیق نمایند و هم سعى کنند که بناى آن سلطنت پدید آمده و بناحق بر جاى نبوت نشسته را منهدم و ویران کنند و یک بناى حقیقى و صحیحى به‏وجود بیاورند. ائمه (علیهم‏السّلام)، این دو کار را مى‏کردند. آنچه عرض مى‏کنم، موضوع یک بحث بسیار طولانى و ریز است که کتاب‏ها خواهد شد؛ این، یک تصویر اجمالىِ از دور است.

ائمه (علیهم‏السّلام)، مبارزه‏ى بسیار پُررنج و پُرتلاش و پُرمحتوا و فراگیرى را مى‏کردند؛ هم در زمینه‏ى معنوى و فرهنگى؛ براى حفظ پایه‏هاى اعتقاد اسلامى و جلوگیرى از انحرافى که در جهت بناى حکومت سلطنتى ممکن بود به‏وجود بیاید، که به‏وجود آمده بود؛ هم در جهت مبارزه‏ى سیاسى. اوج این حرکت در زمان امام صادق بود. نمى‏شود گفت در زمان‏هاى دیگر، این حرکت اوج نداشت؛ چرا، در زمان امام رضا (علیه‏السّلام) و در زمان‏هاى دیگر هم همین‏طور بود؛ منتها زمانه در دوران امام صادق (علیه‏السّلام) یک فرصت و فسحتى را در اختیار گذاشت و این بزرگوار توانستند کارى بکنند که با پایه‏هاى معرفت اسلامىِ صحیح در جامعه، آن‏چنان مستحکم بشود که تحریف‏ها دیگر نتواند این پایه‏ها را از بین ببرد. ایشان این کار را کرد، تا این زمینه بماند و در هر دوره‏یى از دوره‏هاى تاریخ، کسانى که لایق هستند، بتوانند از این زمینه استفاده کنند و نظام اسلامى و مبناى مبتنى بر ارزش‏هاى اسلامى را به‏وجود بیاورند و این بناى رفیع را بسازند. این، کارِ امام صادق (علیه‏الصّلاةوالسّلام) است. آنچه که ما امروز در عرصه‏ى نظام جمهورى اسلامى با آن مواجه هستیم، شباهتى به این حرکت عظیمِ عمیقِ نیازمند به صبر و حوصله‏ى ائمه (علیهم‏السّلام) دارد؛ به همان اندازه هم تأثیرات عمیقى را دارد.

امروز دنیاى اسلام تقریباً شامل یک میلیارد و نیم جمعیت، با حدود پنجاه کشور و دولت، است. اگر در بین این جمعیت عظیم - که در نقاط مهم دنیا هم ساکنند - تکیه‏ى به ارزش‏هاى اسلامى وجود مى‏داشت، بدون شک، امروز ملت مسلمان و امت بزرگ اسلامى پیشتاز در علم و مدنیت و معرفت و جلوه‏ى دین و دنیا و اخلاق و زندگى بود؛ چیزى که امروز ما در دنیا نداریم و نظیر آنچه را هم که این تصویر را در ذهن ما زنده مى‏کند، در دنیا نیست. ملت‏ها و دولت‏هاى غرب، پیشرفت علمى دارند؛ جلوه‏هاى براقى در زندگى آنها مشاهده مى‏شود؛ اما این، فقط بخشى از وجود انسان است و اخلاق و معنویت، رحم و انصاف، دلبستگى به آرمان‏هاى والاى الهى، ارتباط با خدا و پرداختن به دل، در زندگى آنها نیست و روزبه‏روز کم‏رنگ‏تر شده است و باز هم دایم کم‏رنگ‏تر مى‏شود. اگر یک روز معابد و کلیساهاى آنها یک مَسحه‏یى از معنویت داشت، آن هم بتدریج تحت‏تأثیر هیمنه‏ى مادیت دنیا ضعیف‏تر و ضعیف‏تر و ضعیف‏تر مى‏شود؛ اما ما در طول این قرن‏هاى متمادى، یک مجموعه‏ى عظیم انسانى را در دنیا نداشتیم که هم بتواند دنیاى خود را از لحاظ بهره‏مندى از مواهب طبیعت و پیشرفت‏هاى علمى دنیایى آباد بکند، هم توجه به معنویت، توجه به اخلاق، جزء اصلى زندگى آنها باشد و آنها با خدا ارتباط خودشان را قطع نکنند و براى ارتباطات مهم زندگى هم از تعلیم و هدایت الهى خودشان را محروم نکنند. دنیاى اسلام مى‏توانست چنین وضعیتى را داشته باشد؛ اما متأسفانه پیش نیامده. دنیاى اسلام تا وقتى انقلاب عظیم اسلامى پیش نیامد، یک نظام مبتنى بر تعالیم اسلام و هدایت اسلامى را تجربه نکرد. این انقلاب درست در خط جهت‏گیرى ائمه (علیهم‏السّلام) قرار داشت. ما اگر در این بیست‏وهفت سال توانستیم و در وسع و قدرت ما بود که حرکت خود را با همان نواخت و آهنگى که ائمه (علیهم‏السّلام) پیش مى‏رفتند، تنظیم بکنیم، امروز به قله‏هاى خیلى رفیعى رسیده بودیم؛ منتها ما ضعیف و ناقص هستیم. آنچه پیغمبر اکرم در ظرف ده سال حکومتِ خود انجام داد، جوامع معمولى و رهبران معمولىِ مؤمن به همان راه، در ظرف صد سال هم نمى‏توانند انجام بدهند. نواخت کار و آهنگ حرکت ما، آهنگى است که از ضعف‏هاى ما سرچشمه مى‏گیرد. ما در جنب آن انسان‏هاى قدسى و بزرگ، انسان‏هاى ضعیفى هستیم، ولى به‏هرحال حرکت کردیم و به قدر وسع و توان خود پیش رفتیم.

ملت ایران از جان خود، از عزم و اراده‏ى پولادین خود مایه گذاشت و تا امروز کارهاى عظیمى انجام شده است که بعضى از آنها شبیه افسانه است. این حرکتى که از اول انقلاب تا امروز در جهت ایجاد یک بناى رفیع اجتماعىِ مبتنى بر هدایت دین و انگشت اشاره‏ى قرآن، در کشور ما انجام مى‏گیرد، تداوم همان حرکت ائمه (علیهم‏السّلام) است. لُب و لباب و مظهر خالص و کامل این حرکت هم از اول انقلاب تا حالا، بسیج بوده است. وقتى مى‏گوییم «بسیج»، مراد ما فقط یک مجموعه‏ى نظامى و مُلبس به لباس نظامى و آموزش‏هاى نظامى نیست، بلکه بسیج، یعنى مجموعه‏ى انسان‏هایى که نیروى خودشان را به میدان مى‏آورند تا در جهاد عمومى کشور و ملت‏شان، در جهت رسیدن به قله‏ها، فعال باشند و با آنها همکارى کنند و در کارشان سهیم باشند؛ این، معناى بسیج است. آن مادرى که با عشق به فرزند خود - که عشق مادران به فرزندان‏شان، چیزى شبیه افسانه‏هاست؛ افسانه‏یى که هر روز در زندگى ما، هزاران و هزاران بار واقعیت و تجسم پیدا مى‏کند - با طوع و رغبت، او را راهى جبهه‏ى دفاع مى‏کند و بعد که جنازه‏ى فرزند شهیدش را تحویل مى‏گیرد، به جاى اظهار پشیمانى، به جاى اظهار گله، اظهار سرافرازى و افتخار مى‏کند، مظهر یک بسیجى کامل است. آن خانواده‏هایى که در دوران سخت این کشور، در همه‏ى مشکلاتى که بر سر راه این ملت وجود داشت، خود را سهیم دانستند؛ با زبان‏شان، با پول‏شان، با کارِ دستى‏شان، با حضورشان، همان کارى را که مى‏توانستند انجام بدهند، آن را به میدان آوردند، اینها بسیجى‏اند. یک سیاستمدار بسیجى، یک نظامى بسیجى، یک دانشجوى بسیجى، یک روحانى بسیجى، یک کشاورز بسیجى، یک کارگر بسیجى، یک محقق و دانشمند بسیجى، یک استاد بسیجى، از همه‏ى قشرها یک بسیجى، آن کسى است که مقدورات و امکان خود را در راه هدف‏هاى عظیم این ملت به میدان مى‏آورد؛ خود را سهیم مى‏کند؛ خود را مسؤول مى‏داند و مایل نیست کنار بنشیند، تا دیگران تلاش کنند، او هم نگاه کند؛ یا آن‏جایى که سودمند است، سودش را ببرد؛ و یا تا یک گوشه‏اش ساییده شد، بنا کند به ایراد گرفتن و اعتراض کردن؛ این‏جور انسان هم در جامعه داریم؛ بسیجى آن کسى است که این‏گونه نیست. آن‏جایى که نیازمند رفتن به عرصه‏ى نظامى است، او پیشاهنگ است؛ جوان و پیر هم نمى‏شناسد؛ دور و نزدیک هم نمى‏شناسد؛ آن جایى که جاى حضور در عرصه‏ى سیاسى و میدان سیاست است، او فعال و پُرنشاط است؛ آن جایى که در عرصه‏هاى بین‏المللى باید حضور پیدا کرد - عرصه‏هاى گوناگون بین‏المللى؛ عرصه‏ى سیاسى، عرصه‏ى فرهنگى، عرصه‏ى ورزشى - او در آن‏جا، مظهر عزت ملت و کشور خود است. با این روحیه، با این احساس، در آن‏جا حاضر مى‏شود؛ آن جایى که جاى علم است، جاى تحقیق است، جاى صبر کردن بر مشکلاتِ نوآورى علمى است، از جان و ذهن خودش مایه مى‏گذارد؛ آن جایى که جاى پول خرج کردن است، اگر پولى دارد، پول خرج مى‏کند. این، بسیجى است.

بسیجى هم شدت و ضعف دارد. بعضى در میدان بسیج، خلوص و صفایشان مثل خورشید مى‏تابد و انسان را مجذوب مى‏کند. به‏هرحال، بسیج یک فرهنگ است؛ بسیج، یک ذهنیت برجسته و والا در جامعه‏ى ماست.

ابراز دشمنى با بسیج، یعنى ابراز دشمنى با مجاهدت و تلاش و نشاط و کار در همه‏ى میدان‏ها. خیلى روشن است که آرزومندانِ ناکامى این ملت، از بسیج ناراحتند. هر کس آرزومند است که این ملت ناکام بشود و شکست بخورد، از حضور بسیج ناراحت است. همه‏ى دشمنان، همه‏ى حاسدان، همه دل‏بستگان به دشمن در داخل، از بسیج خوش‏شان نمى‏آید. اگر بتوانید بسیج را هرچه فراگیرتر کنید و دل‏هاى بیشتر و نشاطِ متراکم‏ترى را وارد این صحنه‏ى عمل بکنید، آینده‏ى این کشور تضمین‏شده‏تر است. روحیه‏ى بسیجى یک روحیه‏یى است که اگر در هر نقطه‏یى و در هر قشرى به‏وجود بیاید، در آن‏جا فعالیت و نشاط و حرکت و حیات را مضاعف و چند برابر مى‏کند؛ این معناى بسیج است.

بعضى خیال مى‏کنند بسیج یک سازمان دولتى است؛ اما این‏طور نیست. اگر هر کدام از دستگاه‏هاى گوناگون کشور روحیه‏ى بسیجى پیدا کنند، توفیقات‏شان بیشتر مى‏شود. امروز خوشبختانه دولت و رئیس‏جمهور و مجلس شوراى اسلامى و مسؤولان گوناگون افتخار مى‏کنند که عضو بسیجند. فرهنگ بسیجى است که مى‏تواند بر همه‏ى تحولات این کشور فایق بیاید و حرکت این کشور را تضمین کند.

عزیزان من! ملت ما ده‏ها سال از مسیرى که باید پیش مى‏رفت، عقب نگه داشته شد؛ ما باید این عقب‏ماندگى را جبران کنیم. اینها واقعیت است؛ اینها عینیات تاریخ ماست. با ملت ما، یعنى همان ملتى که امروز در میدان علم که وارد مى‏شود، در دنیا شگفتى مى‏آفریند؛ در برخورد نظامى که وارد مى‏شود، دشمنانِ مجهز را دچار حیرت مى‏کند؛ در زورآزمایى‏هاى سیاسى که وارد مى‏شود، حریفان قَدَر را حریف مى‏شود - ما ملتى این‏گونه داریم. این ملت با این سرمایه‏هاى استعداد انسانى و با این سرزمین پهناور و حاصلخیز و زرخیز و سرشار از منابع طبیعى، مى‏توانست در اوج قله‏ى علم و تمدن و پیشرفت مادى و معنوى قرار بگیرد - کارى کردند که شد جزو کشورهاى جهان سوم؛ آن هم در آن ردیف‏هاى آخرِ آخر! این‏که این‏قدر دانایان این کشور به رژیم طاغوت لعن و طعن مى‏کنند، بیهوده نیست. این جنایت بر کشور ما وارد آمده و بر ملت ما تحمیل شد. ملتى را که مى‏توانسته به اوج بینهایت پرواز کند، بال‏هایش را بریدند، پاهاش را بستند و زخمى‏اش کردند؛ ملت ما را به یک ملت بدبین به خود، ناامید از آینده‏ى خود، بى‏تحرک براى رسیدن به افق‏هاى دوردست، مجذوب و واله در مقابل دیگران، تبدیل کرده بودند؛ اما انقلاب آمد و یک تکان سخت و یک تغییر نگرش عمیق به این ملت داد، که ملت ما بیدار شد، حرکت کرد، راه افتاد، خودش را شناخت و گفت «مى‏توانیم»؛ و توانست، حالا هم پیش رفته است. موتورِ حرکت ما، ایمان ماست و اتکاى ما، به خداست؛ تکیه‏ى ما، به راهنمایى‏ها و هدایت‏هاى الهى است، که در معارف دینى و در احکام ما وجود دارد؛ حرکت ما هم حرکت خوبى بوده و دشمن هم اتفاقاً همین نقطه‏ى اساسى، نقطه‏ى ایمان، را بمباران مى‏کند. الان در بین جامعه‏ى ما یک مجموعه‏یى افتخار مى‏کنند و با حماسه، از ایمان خودشان یاد مى‏کنند. این، خیلى باارزش است. این، بسیج است.

همه‏ى ابزارهاى فرهنگى و تبلیغى در طول صد سال یا بیشتر به‏کار گرفته شد، تا این ملت را به خودشان بدبین کنند - یکى از شخصیت‏هاى سرشناس معروف مى‏گفت: ایرانى، یک لولهنگ نمى‏تواند بسازد! - لولهنگ یعنى آفتابه گِلى؛ آن زمانها از گل، آفتابه درست مى‏کردند. این‏جور این ملت را تحقیر مى‏کردند. این ملت حالا در زمینه‏هاى زیستى، در زمینه‏ى فعالیت‏هاى گوناگون علمى، تحقیقى کارهایى مى‏کند که خودش را جزو ده کشور اول جهان قرار مى‏دهد؛ این، شوخى نیست. این مسأله به ملت ما، به شما جوان‏ها، در هرجا که هستید و در هر قسمتى که کار مى‏کنید، هشدار مى‏دهد که قدر خودتان را بدانید، حرکت کنید، ناامید نشوید؛ شماها مى‏توانید. شما آن نسلى هستید که اگر خوب عمل کردید، آینده‏ى این کشور را - صد سال، دویست سال یا بیشتر - تضمین خواهید کرد. همین بیدار شدن، همین حساس بودن، همین انگیزه داشتن، همین ایمان، همین امید، همین تکیه به هدایت الهى و اعتماد به کمک الهى، قواره‏ى اصلى بسیج است؛ این یک فرهنگ است. اگر این‏طور حرکت کنیم، خداى متعال کمک خواهد کرد. کمک الهى متعلق به همه‏ى خلایق است؛ به شرطى که خودشان را آماده‏ى دریافت این کمک کنند؛ دستشان را دراز کنند و این میوه را بچینند؛ از جا بلند شوند، همت کنند و از این میوه استفاده کنند؛ این، در اختیار همه است. البته عده‏یى نمى‏خواهند، شهوات نمى‏گذارد، گمراهى‏ها نمى‏گذارد، کورى‏ها نمى‏گذارد که ببینند و بفهمند و همت کنند؛ اما شما ملتى هستید که خواسته‏اید، شناخته‏اید، حرکت کرده‏اید و استفاده‏ى زیادى هم برده‏اید، باز هم باید تلاش کنید، تا ان‏شاءاللَّه از رحمت الهى استفاده کنید و ان‏شاءاللَّه دعاى حضرت بقیةاللَّه هم شامل حال همه‏ى شماها باشد.

 

والسّلام‏علیکم‏ورحمةاللَّه‏وبرکاته



مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی

By Ashoora.ir & Blog Skin